العلامة المجلسي
34
حق اليقين ( فارسى )
جنس فعل بشر نيست و فعل خالق عالم است اگر آن حضرت پيغمبر نبود حقتعالى چنين امرى را بر زبان او جارى نميكرد و الا اغراى بر كذب و دروغ و اضلال خلق و انواع قبايح لازم مىآمد و آن قبيح است و بر حقتعالى اتيان بقبيح محال است و در وجه اعجاز قرآن مجيد خلافست كه آيا از غايت فصاحت و بلاغت است يا آنكه هرگاه ارادهء معارضه ميكردند حقتعالى صرف قلوب و سد اذهان ايشان مينمود كه اتيان نمىتوانستند نمود اگر چه اعجاز بهر دو وجه حاصل مىشود و ليكن حق آنست كه اعجاز آن از چندين وجه بود . وجه اول از جهة فصاحت و بلاغت و طلاقت كه هر عجمى كه قرآن را ميشنود امتياز آن را از سخنان ديگر مىدهد و هر فقره از آن كه در ميان كلام فصيح واقع شود مانند ياقوت رمانى و لعل بدخشانى ميدرخشد و جميع فصحاى عدن و بلغاى قحطان اذعان فصاحت و بلاغت آن نمودهاند و روايت كردهاند كه هر كه سخن بسيار بليغى يا شعر فصيحى ميگفت براى مفاخرت بر كعبهء معظمه مىآويخت و چون آيهء و قيل يا ارض ابلعى مائك و يا سماء اقلعى نازل شد همه از بيم رسوائى در شب آمدند و نوشتههاى خود را آوردند و پنهان كردند . وجه دويم از جهة غرابت اسلوب كه هر چند كسى تتبع كلام فصحا و اشعار و خطب ايشان نمايد قريب به اين نظم عجيب و شبيه به اين اسلوب غريب نمييابد و جميع بلغاى آن زمان از غرايب آن متعجب و حيران بودند . وجه سيم عدم اختلاف چنان كه حقتعالى فرموده است لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً يعنى قرآن اگر از نزد غير خدا ميبود هرآينه مىيافتند در آن اختلاف بسيار زيرا كه از بشر هرگاه كلامى به اين طور صادر شود نميشود كه مشتمل بر تناقض و اختلاف بسيار نباشد از دو جهة يكى از جهة اختلاف حكم و مضمون خصوصا وقتى كه انشاء كنندهء آن سخن صاحب خط و سواد نباشد و ديگران آيه آيه و سوره سوره نويسند و اكثر نويسندگان منافق و دشمنان او باشند و ديگر اختلاف در فصاحت زيرا كه قصايد و خطب افصح فصحا اگر يك فقرهاش فصيح است فقرهء ديگرش فصيح نيست و اگر يك بيت عالى است بيت ديگر واهى است اگر يك جزوش در تحقيق است جزو ديگرش لهو و باطل و تزريق است و كلامى كه از اول تا آخر همه در اعلاء درجات بلاغت بوده باشد و همه بر حقايق و معارف مشتمل باشد صادر نميگردد مگر از كسى كه هيچ گونه اختلاف در ذات و صفات و افعال و اقوالش نيست . وجه چهارم از جهة اشتمال بر معارف ربانى زيرا كه در آن وقت در ميان عرب خصوصا در اهل مكه علم بر طرف شده بود و آن حضرت پيش از بعثت با هيچ يك از علماء اهل كتاب و غير